

کتاب ماکاموشی پیتزای داغ برای کنت اشراف زاده نویسنده جرونیمو استیلتن ترجمه محبوبه خدایی
درباره ی کتاب
جرونیمو استیلتن، سردبیر روزنامهی چیز روزنامه، مثل همیشه گرفتار کارهایش است و میخواهد یک روز آرام و بیدردسر داشته باشد. اما وقتی تلفن زنگ میزند، آرامش او بر باد میرود!
تماس از سوی کنت ولکِر موشنیش است — اشرافزادهای مرموز که در قلعهای قدیمی و تاریک زندگی میکند. او از جرونیمو میخواهد برایش پیتزای داغ و تازه به قلعهی دورافتادهاش بیاورد. جرونیمو که از اسم “قلعه” و “کنت” ترس برش میدارد، با اکراه پیشنهاد را میپذیرد.
در مسیر قلعه، اتفاقهای عجیب و ترسناک شروع میشود: جادهای مهآلود، صدای زوزهی گرگها، درهای غژغژکن، و سایههایی مشکوک… جرونیمو با ترس و لرز وارد قلعه میشود و با کنت اشرافزاده روبهرو میگردد؛ موجودی که در نگاه اول خیلی شبیه خونآشامهاست!
اما ماجرا مثل همیشه پیچ و خم طنزآمیزی دارد. کمکم مشخص میشود که این کنت ترسناک در واقع موش مهربانی است که فقط دلش برای خوردن یک پیتزای واقعی و گرم لک زده بوده! ترسهای جرونیمو بیشتر زاییدهی خیالپردازی و اضطراب خودش است، نه واقعیت.
در پایان، ماکاموشی با کمک دوستانش راز قلعه را کشف میکند و میفهمد پشت ظاهر عجیب و ترسناک افراد، گاهی قلبی مهربان و تنها پنهان است. پیتزا هم به موقع میرسد و داستان با خنده و دوستی به پایان میرسد.