
کتاب خلوت فکر نویسنده احمد سمیعی گیلانی
انتشارات
هرمس
تعداد صفحات
258
جنس جلد
گالینگور
ســال چــاپ
1398
توضیحات تکمیلی
مناسب هدیه
چاپ
اول
درباره ی کتاب :
این کتاب دربرگیرندۀ پانزده مقاله و نوشتار از استاد احمد سمیعی گیلانی در حوزههای فلسفه و علوم اجتماعی است. در ابتدای کتاب، نوشتاری آمده با عنوان «چرا خلوت فکر؟» که نویسنده در بخشی از آن اینگونه مینویسد: «در نوشتن مقالهای در موضوعی معین، دیدم ابتدا تز اصلی (جانمایه) در ذهنم جوانه میزند سپس این جوانه، با تداعیها و روابطش با پدیدههای دیگر همچنین، با نگاه به آن از زوایای متعدد حتی با تقابل و چالش با ضد خود، شاخ و بال میرویاند و ریشه میدواند و به درختی تناوز و استوار بدل می شود. در همۀ اینها شاهد زایش فکر از فکر بودم و این زایش را خصیصۀ ذاتی فکر دیدم. در جهان دانش، نظریهها از همین کاریز سر درمیآورند. نظریهها هرچند با وسعت گرفتن فضای تجربه و پیشرفت فناوری تغییر میکنند، در این خصیصه مشترکاند. هیئت بطلمیوسی و هیئت کپرنیکی در دو فضای تجربی پدید آمدهاند ـ دو فضایی که امکانات فناوری در آنها یکسان و همسطح نبوده است ـ اما در فرایند فکری که پدیدآورندۀ آنها شد، نوعاً تفاوت نداشتند: «هر دو مدل» با فرایند مشابهی ساخته شدند. اندوختۀ دیگری نیز در سوق دادن من به فضای فکری مؤثر افتاد: در دورۀ تحصیلات عالیه، درس مسائل فلسفی که در آن از محضر پربرکت استاد یحیی مهدوی فیض بردم، همچنین درس منطق که در آن از افاضات استاد فاضل تونی بهره یافتم. میتوانم بگویم از دوران کودکی این جنم در من بود. به مسائل تجریدی و نظری گرایش داشتم. اکنون نیز در نودوشش سالگی به این مسائل، مسائلی که کلنجار رفتن با آنها نوعی فکر در مایۀ فلسفی میطلبد، علاقۀ خاص احساسات میکنم. فراوردۀ این مجموعه ترجمهها و گزارشهای آثاری است که همان زایش فکر از فکر را در آنها یافتم و با شور و شوق به برگرداندن آنها به زبان فارسی کشانیده شدم».
در بخشی از نوشتار دوم این کتاب که دربارۀ سیر فلسفی دیدرو است، میخوانیم: «طبیعت برای دیدرو از وجود خدا تهی و بینیاز است و به تمامی در قلمرو دانش است، دانشی که از حواس سرچشمه میگیرد. در حقیقت دیدرو، دو قرن پیش، حکومت علوم طبیعی را پیشبینی کرده بود. با این همه چون فیلسوف مادی به ژرفای دل خود بازمیگردد، بیاختیار آهی سرد برمیآورد و میگوید: عشق، دوستی، مذهب در رأس قهارترین شوقهای زندگی جای دارند. وقتی چنین اعترافی بر زبان فیلسوفی جاری میشود که از راه تفکر فلسفی به انکار خدا کشیده شده است، چگونه میتوان تحت تأثیر قرار نگرفت؟ بهراستی که داوری دربارۀ اندیشۀ کسان بی نظرافکندن در اعماق دل آنان بیاعتبار است». (ص 24)
در بخشی از نوشتار پایانی کتاب که اختصاص به زندگی و چشمانداز فکری ابن خلدون دارد، آمده است: «نخستین گام ابن خلدون در راه معرفتشناسی برداشته شد؛ یعنی در تخصیص جایگاهی به تاریخ در عرصۀ سازمانی علم ـ عرصهای که در تاریخ از وجود آن خالی مانده بود. از سوی دیگر وی موضوع تحقیق خود را واقعیت زندگی انسانها تعریف میکند و بر این اساس حدود و وجوه پژوهشی را معین میسازد که درخور اثبات و برقراری عقلانی بودن تاریخ باشد؛ اما هرگونه اندیشهورزی فلسفی و جستجوی غائیت را از قصد و نیت مبتنی بر خردگرایی خود طرد میکند. مسائل فلسفی نو در تفکر دربارۀ مواد تاریخی و پدیدهها و قوانین تحول آن نمیگنجد. قصد و نیت ابن خلدون که به حدود بینشی عصر او محدود است، آن است که بیانگر واقعیتی اجتماعی ـ فرهنگی باشد و در چشمانداز صیرورت مستقر نمیگردد». (ص 254)